تبليغاتX
حــــرف دل

حــــرف دل

دنیا همان دنیاست و آدمها همان آدمها .آسمان همان است و زمین همان. من همان آدمم و فکر و ذکرم هنوز دور و بر تو می چرخد. هنوز شبها به یادت شمع روشن می کنم و پشت پنجره برایت نشانه می گذارم. هنوز صبحها که از خواب بر می خیزم می دانم که نیستی اما سلامت می کنم. هنوز هم تمام حرفهایم را برای تو می گویم و در دفتر زندگیم فقط نام تو را می نویسم. هنوز هم چشمانم خیره بر جاده ای است که روزی از آنجا گذر کردی و رفتی و به تمام احساساتم پشت کردی. هنوزم هم نفس هایم به یاد تو می آیند و می روند. هنوزم من حرف می زنم و تو ساکتی. آهای صدای منو می شنوی یا نه. ببین نگاه کن همه هستند اما تو نیستی. اما من تو را می بینم من تو را حس می کنم. من با تو زندگی می کنم. آهای با تو هستم. تویی که نیستی و برای من هستی صدای منو می شنوی... آهای...

*******************************************************************************

نمی دونم کی می خوای جوابمو بدی ولی باشه لیلی صبر می کنه

******************************************************************************************

واسه چی دلو شکستی

روی من قلبتو بستی

واسه چی کردی اسیرم

کاری کردی که بمیرم

واسه چی مثل ستاره

زدی چشمکی دوباره

روی ابرا پا گذ اشتی

واسه من چیزی نذاشتی

حالا که اشکمو دیدی

واسه چی عشقمو چیدی

واسه چی عشقمو چیدی

واسه چی.............


خیلی وقته تو نگاهم گل خنده پا نذاشته

نا امیدی تو دل من، چیزی جز غم جا نذاشته

خیلی وقته از خجالت سرمو پایین می گیرم

به خدا خودم می دونم توی تنهایی می میرم

توی تنهایی می میرم، توی تنهایی می مونم

 ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 برو دیگه تنهام بذار

بذار که آروم بگیرم

یه عمریه به خاطرت

تو تاریکی ها اسیرم

برو دیگه اینجا نیا

بذار که بی تو بمونم

چند ساله که واسه دلم

سرود رفتن می خونم

خدا کنه باز دوباره

چشام، چشاتو نبینه

خدا کنه وقتی می ری

رو گونه هام نم نشینه

خدا کنه وقتی می ری

از آسمون بارون بیاد

نشنوی وقتی من می گم

دوستت دارم خیلی زیاد

دوستت دارم خیلی زیاد


ببخشید که امروز اینهمه از غم حرف زدم ولی خوب این وبلاگ از اولش هم بوی غم می داد الناز خانم از اینکه به بنده منت گذاشتین و تشریف آوردین ممنون آقای محمد حسن از شما هم ممنونم در ضمن اسم وبلاگ من ماجرا داره که بعدا می گم از شما عاشق دل تنها هم تشکر می کنم که منو قابل می دونید و بهم سر می زنید فقط می تونم بگم که خیلی خوشحالم که شعرامو دوست داریاز همه ممنون که منو لایق دوستی با خودتون می دونید بازم ممنونم

 

+نوشته شده در شنبه 1386/06/31ساعت14:46توسط $$ليـــــــلي عـــــــاشق$$ | |

من عادت کرده بودم

داشتم به زندگی عادت می کردم، باورم شده بود که باید زندگی کنم و تمام تحقیر ها و تمسخر ها را پشت سر بگذارم، باورم شده بود که باید به تنهایی بار سنگین زندگی را به دوش بکشم. خیلی تلاش کردم که دیگر به عشق فکر نکنم. ماهها خودم را در قرنطینه گذاشتم و قلبم را به پای میز محاکمه کشاندم و از او اقرار گرفتم که دیگر عاشق نشود. نمی خواستم دوباره اسیر شوم، من تنها بهانه ام برای زندگی عشق بود و سعی کردم فراموشش کنم. اما دوباره نوازش یک نسیم تمام هستیم را بر باد داد، دوباره وازه های بی پروای عاشقی قلبم را نشانه گرفتند و خانه ی دلم را اشغال کردند. من چه ساده بودم که می پنداشتم دیگر اسیر نمی شوم. فکر می کردم قدرت آن را دارم که در برابر عشق ایستادگی کنم. فکر می کردم می توانم بدون احساس زندگی کنم. فکر می کردم قوی تر از آن هستم که با یک نگاه  دوباره قربانی شوم. اما حالا که دوباره بر درخت زندگیم میوه ی عشق رسیده، باور کرده ام که من نمی توانم به خودم دروغ بگویم، من هم آدمم و هر آدمی دل دارد. باور کرده ام که با اینکه با همه فرق دارم اما نمی توانم سنگدل باشم.اما حیف که خداوند حق عاشق شدن را از من گرفته. من نمی توانم عاشق شوم، ولی می توانم معشوقه ای باشم برای یک عاشق.


دلم تنگ است، دلم تنگ است، دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است. سکوت از کوچه لبریز است، هوا خیس است و بارانی، نمی دانم چرا پاییز در قلب من طولانی است. نمی دانم، نمی دانم...............

امروز جمعه است یه روز باشکوه یه روز زیبا ولی غمگین. امروز روز آقا امام زمان(عج) است. می خوام عاجزانه ازش کمک بگیرم.آقا جان منم لیلی، حتماً منو می شناسی چون زیاد صدات می کنم و تو هم خیلی خوب از در خونه ات منو می رونی.آقا جان، چگونه دیگر تاب تحمل داشته باشم. چگونه دیگر صبوری کنم در حالی که کاسه ی صبرم لبریز شده، چگونه دیگر بغضم را مخفی کنم در حالی که تبدیل شده به یه دریای اشک.آقا جون دیگه نمی تونم طاقت بیارم خیلی دلم گرفته. خسته شدم. می خوام از این دنیای پر از ریا و دروغ سفر کنم. خدا که قربونش برم هر چی صداش می کنم جواب نمی ده لااقل تو واسطه شو ، از طرف من به خدا بگو لیلی دیگه نمی تونه صبر کنه، بگو لیلی دیگه خسته شده و نمی تونه تحقیر و تمسخر بنده هاشو تحمل کنه. بگو لیلی داره داغون می شه، بگو لیلی داره از این همه بی تفاوتی دق می کنه.آقا جون الهی لیلی فدات بشه حتماً از خدا بخواه بهم نظر کنه، خواهش می کنم

*****************************************************************

اینم واسه گلم می نویسم البته یه بار براش خوندم ولی بازم می خونم.................

گر چه هنوز فاصله داری با دلم

دوستت دارم

گر چه می خوای پا بذاری روی دلم

دوستت دارم

گر چه مجنون واسه لیلی جون می ده

تو نخوای جونی بدی به این دلم

دوستت دارم

قاصدک خبر داده داری میای

اگه می خوای داغ بذاری روی دلم

دوستت دارم

می گن دعا موقع بارون می گیره

اگر می خوای دعا کنی عشق بمیره توی دلم

دوستت دارم


قلم به راه می افتد

و جاده ی پر پیچ و خم زندگیم را طی می کند

از گذشته می گذرد و دیروز را خط می زند

پنجره ی امروز را می گشاید

نفسی تازه می کند

پا درون قلبم که می گذارد

گرُِ می گیرد و

می سوزد

حتی قلم،

در برابر غصه هایم تاب نیاورد

سوخت و خاکستر شد

و من اما

هنوز پابرجایم.

باورم نمی شه که هنوز زنده باشم

یه سوال دارم: راستی راستی شعرهام قشنگه یا دارین گولم می زنید اگه قشنگ نیست دیگه شعرهای خودمو ننویسم و برم سراغ سهراب و حافظ حتما واسه شعرهام نظر بدین. من چیز دیگه ندارم که بخوام بهش بنازم راستی از همتون ممنون که به من سر می زنید و به دلک ساده هم خوش آمد می گم و ازش می خوام صبر کنه همه چیز درست می شه.از عاشق دل تنها هم ممنونم بازم منتظرتون هستم.

عاشقم

کسی نیست کنار پنجره بنشیند به یادت جز من

و من هر شب همین است کارم

گاهی با نم نم اشک می کنم از تو پذیرایی

گاهی با فریاد می گویم برگرد

و تو می آیی

شاید کسی پشت در بشنود حرفهای مرا

که برایت

روی باد می نویسم تا دهد دست تو

شاید باد بی وفایی کند و نامه ام را بدهد بر طوفان

و طوفان خشن پاره کند نامه ام را

ولی با این حال

باز هم من در اینجا

پشت این پنجره می نشینم تا تو

دستی از دور برایم تکانی بدهی

و من از این ره دور

فریاد برآرم

                             عاشقم

خدایا همه ی عاشقا رو بهم برسون به ما که حق عاشق شدن ندادی لااقل آرزومو برآورده کن و همه رو خوشبخت کن.                                      الهی امین

 

+نوشته شده در جمعه 1386/06/30ساعت12:18توسط $$ليـــــــلي عـــــــاشق$$ | |

سلام، چطورین، خوبین

من که امروز ای یه کمی خوبم. منظورم اینه که از نا امیدی هام کم شده و فقطم اینو مدیون گلم می دونم که گناه منو بخشید. اون اونقدر بزرگواره که نمی ذاره من غصه بخورم ولی بعضی وقتا که سربه سرش می ذارم بدجوری حالمو می گیره.

امروز براتون خیلی حرف دارم. راستی قبل از اینکه شروع کنم به وراجی کردن می خوام از همه ی اونایی که منت می ذارن و به این وب خرابه تشریف میارن خواهش کنم اگه از شعرهای مسخره ی من خوششون اومده و می خوان برای کسی بنویسن لطفا با ذکر اسم لیلی عاشق این کارو بکنن من فقط به همین شعرها دلخوشم از همتون ممنونم.

***************************************************

خوب حالا یکی دیگه از شعرهای نابمو براتون می نویسم.

فدای اون چشمهای توسی رنگت

فدای اون خنده های قشنگت

فدای اون بغض های گاه به گاهت

فدای اون خیرگی نگاهت

فدای اون غنچه لبای نازت

فدای اون چشمهای باز بازت

فدای اون دستهای مرمریت شم

فدای اون باهای لاغریت شم

فدای اون صورت سرخ و سفید

کوثر خانم قلبم واسه تو تپید

این شعر رو با تمام عشق تقدیم می کنم به دختر داداشم که خیلی خیلی دوستش دارم الهی فداش بشم تازه رفته توی سه سالگی.


یکی می گفت:آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و کهکشانها،درخشش ستارگان فروزان،همه حاکی از وجود پروردگار یکتاست، بس از او اطاعت می کنیم، چون او معین کرده که مرگ آغاز جاودانه هاست. به راستی که مرگ یه آغاز برای همه ی ماست من که بی صبرانه در انتظارشم؛ چون توی این دنیا دلخوشی زیادی ندارم که بخوام به خاطرش زندگی کنم.همین چند دلخوشی که دارم بلاخره تموم می شه و اون موقع دیگه راستی راستی آرزوی مرگ می کنم. البته دلتون رو صابون نزنید شایدم دلخوشی هام حالا حالاها ادامه داشته باشه


خوب حالا چکار کنیم بهتره یه جوک بگم :

از یه ترکه می پرسن که:توکه یه عمره به جای اینکه اسم همسرت رو به زبون بیاری  مدام می گی عزیزم چه احساسی داری؟

میگه:احساس بدی دارم و عذاب وجدان دارم

می گن چرا؟

می گه چون اسم زنمو یادم نمی یاد

هاهاهاهاهاهاهاهوهوهوهوهوهوهوهوهوهه هه هه هه هه هه هه

تکراری بود آره ولی شما بخندین به خاطر من، خندیدی آخ فدای خندت انشاالله همیشه بخندی.

همیشه در کوچه ی بن بست هم دری است که به سوی خدا باز می شود/امیدوارم هیچوقت به بن بست بر نخورید اما اگه یه موقعی به بن بست برخوردید اول از همه شیطون رو لعنت کنید وبعد همه دستاتون رو بلند کنید و از خدا کمک بخواهید.حتما کمکتون می کنه یه وقت نا امید نشین ها، ناامیدی اولین شیوه ی شیطون برای گول زدن آدمهاست، من خودم نمی گم که خیلی امیدوارم نه منم یه موقع هایی نا امید می شم و همیشه هم به خاطر نا امیدی خیلی چیزها رو از دست دادم ولی به شما نصیحت می کنم که هیچوقت ناامید نشین خدا بزرگه.

یه شعر دیگه بنویسم خستگیتون در بره

اگر تنها ترینم و گر من بدترینم

برای هر چی عشقه عزیز عاشق ترینم

اگر دلبر ندارم وگر من بی قرارم

بدان قلب خودم را به آتش می سپارم

در این دنیای فانی اگر من کس ندارم

غرورم را نمی تونم به زير پات بذارم

منم اینجا در این برزخ برای خود کسی هستم

نگاهی کن به چشمونم ببین از عشق تو مستم

نظر کن ای گل بی خار به این تک دانه کاکتوست

بذار هر دم دلم تنگ شد بیایم من به پابوست

نذار در بی کسی هایم بمیرم من بمیرم من

نرو تا از نگاه تو عزیز جانی بگیرم من


 خوب حالا از چند نفر باید تشکر کنم که قدم رنجه کردن و به کلبه خرابه ی من سر زدن

  • عصاره ی عشق از اینکه قدوم مبارکت رو گذاشتی روی چشمون من تشکر می کنم بازم تشریف بیارین منتظرم در ضمن اگه منو قابل می دونید لینکم کنید
  • رویا خانم بابا خودت باحالی که به من حال دادی و تشویقم کردی ممنونم که اومدی بازم منتظرم شما هم اگه قابل دونستین لینکم کنید.
  • خوب حالا شما عاشق دل تنها بابا تو که از منم غمگین تر می نویسی آخ بمیرم واسه اون همه احساس اگه همه مثل تو بودن و این همه احساس داشتن همه چیز خوب بود از اینکه اومدی ممنون بازم منتظرم تو هم اگه قابل دونستی لینکم کن

از همتون تشکر می کنم چه اونایی که نظر می دن و چه اونایی که نظر نمی دن و می زارن و می رن و ما رو خیلی تحویل می گیرنعجب روزگاری شده ها بابا خوب نظرت رو بده و برو باشه. آ باری کلا.

اینم یه شعر دیگهننننننننننننننننننننننننننننن

خدا عشقو آفریده که ماها عاشق بمونیم

هر چی که بلا ببینیم توی عشق صادق بمونیم

یکی بیماره ولیکن، تو دلش نور امیده

اونی که بلا رو داده جواب صبرشو می ده.

آهای اهای اینو برای اونایی نوشتم که خیال می کنن تحفه هستن و از دماغ فیل افتادن. شما چه کار با من و امثال من دارین هر کسی زندگی خودشو داره نباید با مسخره کردن دیگرون آتش جهنم رو به خودتون حلال کنین، تو رو خدا بذارین من زندگیمو بکنم دست از سر من بر دارین بد می بینین ها از ما گفتن. بشین به زندگی خودت برس بچه ده هه

عجب جذبه ای دارم من ،خوشم اومد. چقدر خودمو تحویل می گیرم، پس نیفتم خوبه


خوب دیگه برای امروز بسه البته شاید دوباره هم بنویسم اما حالا دیگه می خوام برم کار دارم ،آهای بچه باحالا نظر یادتون نره دوستتون دارم هم شما رو هم گلمو آرزو می کنم که هر چی آرزو می کنید برآورده بشه شما هم آرزو کنید که آرزوهای گلم برآورده بشه.منم آرزو می کنم مجالی برای برگشت بیدا کنم فعلا بای

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

******************************************************************

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/29ساعت10:40توسط $$ليـــــــلي عـــــــاشق$$ | |

سلام

سلامي به نورانيت خورشيد و به درخشندگي الماس نقره اي ماه و به شفافيت آب و به مقاومت كوه و به استقامت صبر، سلامي از دور دستها به ساكن خانه عشق و سلام به كبوتر آواز خوان قلبم و به قناري قفس تنهاييم و به همصحبت روزهايم. گلكم، هستيم، تمام شور و شوق زندگيم، تمام حرفها و واژه ها را، تمام گفته و نگفته ها را، تمام ديده و نديده ها را، تقديم آسمون نيلگون قلبم كردم و او فقط آهنگ دوستي زد و قطره اشكي از پشت چشمهاي بي قرارم به روي لبهاي خشكم ريخت و من با تمام وجود و با صدايي كه به گوش همه برسد فرياد زدم اي نازنين دوستت دارم

عاشق سربه زير

كسي منو باور نكرد كه چي مي گم، از كي مي گم

كسي منو دوست نداره به خدا دروغ نمي گم

هر چي گفتم عاشقم، گفتند برو ديوونه

آخه ديگه كي بايد، درد منو بدونه

هر جا مي رم انگاري مي شم تو غربت اسير

من عاشقم، من عاشقم، يه عاشق سر به زير

********************************************************************************************

 بخند به روي دنيا                  دنيا به روت بخنده

بذار كه رنج و غصه                بار سفر ببنده

تو تنها نيستي خدا يارته         اون مهربونه نگهدارته

دردو دوا مي كنه                   معجزه ها مي كنه

نخور غصه عزيزم                   مي بيني چه ها مي كنه

ئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئ

 بعضي وقتا، وقتي كسي رو پيدا نمي كني كه باهاش درد دل كني، مجبوري به كاغذ و قلم پناه ببري، يه كنج خلوتي رو پيدا كني و حرفاتو بنويسي. منم همين كار را كردم وقتي ديدم كسي دور و برم نيست تا باهاش حرف بزنم رفتم كنج خلوت بي كسي هام و كاغذ سفيد سردر گمي ام را با قلم عقده ها و حسرتهايم سياه كردم.تمام خطوط صفحه ي سفيدم را زينت دادم به حرف دل، و اشكهايم را همچون رودي در ميان آنها جاري كردم. فريادم را با سكوت بر صفحه ي سفيد نشاندم و مشت گره كرده ام را به جاي ديوار بر روي نوشته هايم فرود آوردم. تمام خشم و كينه ام را جمع كردم و به قلم توي دستم فشار آوردم تا حرف دلم را بنويسد. كاغذ داشت به پايان مي رسيد و من اما هنوز حرفم را ننوشته بودم. تمام خطوط پر شده بود از واژه هاي بي معني و سردرگم. من چه مي نوشتم؟ خودم هم نمي دانستم. فقط مي نوشتم. آفتاب غروب كرده بود و هنوز قلم در دستان من مي چرخيد. قطرات درشت عرق تمام صورتم را فرا گرفته بودند، دستانم به شدت مي لرزيدند و نفسم به شماره افتاده بود، صداي تپش قلبم تمام خلوتم را به هم زده بود. ديگر طاقت نگه داشتن قلم را نداشتم. بايد هر چه زودتر اين همه اضطراب را به پايان مي رساندم، بايد از همان اول غرورم را كنار مي گذاشتم و مي نوشتم كه عاشق شده ام.

 يه عاشق بيچاره

همه مي گن هر چي بوده تمومه

حتي مي گن فكر تو هم حرومه

همه مي گن من بي خودي اسيرم

اونا مي گن تو تنهايي مي ميرم

همه مي گن كه عشق تو گناهه

همه مي گن كه زندگيم تباهه

همه مي گن توي غروب خورشيد

سهم من از بودن تو يه آهه

تو رفتي و تنها شدم دوباره

همه مي گن اي عاشق بيچاره


 من نمي دونم چرا وقتي مي شه قشنگ زندگي كرد چرا بايد كاري كنيم كه غصه دار بشيم. من نمي دونم چرا وقتي مي شه با چشم زيبايي رو ديد دنبال زشتي ها مي رويم. من نمي دونم جرا وقتي مي شه عاشق بود همديگه رو آزار مي ديم و از جدايي حرف مي زنيم .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا نگه دار عزيزم

اما نمي شه باورم

توي چشام نگاه نكن

اين لحظه هاي آخرم

آخ كه چطور دلم مياد

چشماتو گريون ببينم

مي رم ولي اينو بدون

چشم انتظارت مي شينم

خدانگه دار عزيزم

دوستت دارم پس دوستم داشته باش

 زيبايي تمام لحظه هايم تو را به خدا مي سپارمت.

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/28ساعت13:26توسط $$ليـــــــلي عـــــــاشق$$ | |

 

سلام من ليلي هستم دختري از تبار معلولين،تنهايم وتنهاييم را با حرفهاي سهراب و

حافظ پر مي كنم.مي گويند به آدمهاي عاشق نمي خورم اما عاشقم وعشقم را با

تمام جان و دل دوست دارم عشقم مرا دوست دارد اما به سپرده ام كه عاشقم نشود

من زياد اهل حرف زدن نيستم و فقط دردهايم را روي يك تيكه كاغذ مي نويسم به آن

حرف دل مي گوييم همه مي گويند كه شعرهايم دردناك است و دل آدم را به درد مي

آورد و من مي گوييم حرف دل هميشه دردناك است.

خوب ديگه زياد نمي خوام پر حرفي كنم راستشو بخواين من توي نوشتن كم نمي

آورم اما در حرف زدن خيلي خجالتي هستم.حالا بعدا منو بيشتر خواهيد شناخت

حالا ما با هم خيلي كار داريم البته اگه منو لايق دوستي با خودتون بدونيد.

خوب حالا مي خوام يكي از شعرهاي ناب خودمو براتون بنويسم اميدوارم خوشتون بياد

تن ديگه فرقي نداره كجا بميرم                        

          تو غريبي توي غربت

         يا ميون آدماي شهر عشق

         وقتي كه تو نباشي

        موندنم فايده نداره

        من مي مونم و غريبي

        من مي شم تنها دوباره

        سوار مركب عشق بودم يه روزي

       اما حالا تو مي گي بايد بسوزي

       جرم من عشق به تو

       گناهم عاشقي بود

       به خدا اين همه غصه

       مجازات سنگيني بود

 

 واي كه چقدر دلم گرفته دلم مي خواد به همه ي عاشقا بگم كه اينقدر همديگه رو

اذيت نكنين بعداً پشيمون مي شين از ما گفتن خود دانيد.

  •  آرزو دارم كه تو هميشه يه لبخند قشنگ رو لبهاي من باشي تا ديگران نفهمن

     كه من چقدر غمگينم.

 

  • بگذار خيال كنم دوستم داري،و از اين خيال شبها تا سپيدي روز با ستاره ها باشم.

 

  • تو را براي وفاي تو دوست مي دارم       وگرنه دلبر پيمانه شكن فراوان است

 

خوب ديگه اينم سرنوشت منه كسي مقصر نيست ولي بعضي ها گاهي اوقات

بدجوري دل آدمو خون مي كنن.

فكر كنم براي امشب كافي باشه انشاالله بعداً كلي باهم حرف مي زنيم.

راستي يه چيز ديگه  فرا رسيدن ماه مبارك رمضان رو تبريك مي گم و از حالا مي

گم كه نماز و روزه هاتون قبول بشه انشاالله.

 

واسه منم خيلي دعا كنين آخه مي خوام برم بيمارستان زير تيغ جراحي دعا كنيد

جواب بگيرم باشه

 

خوب ديگه من بايد برم آرزو مي كنم كه به آرزوهاتون برسيد شما هم دعا كنيد كه به

آرزوهام برسم.

  

فداي هر چي آدم عاشقه خودم تنهايي  مي شم.

 

فعلا با اجازه    

 

علي يارتون.

*************************************************************

                               ٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

                                                      

+نوشته شده در دوشنبه 1386/06/19ساعت21:43توسط $$ليـــــــلي عـــــــاشق$$ | |