|
شب بود و سکوت همدم ستاره ها شده بود.لیلی بود و دلتنگی هایش. او دلتنگ بود و در انتظار مجنون کنار برکه ی عشق نشسته بود و عاشقانه به آبهای جاری مهربانی خیره شده بود.او انتظار می کشید و هر لحظه انتظارش کشنده تر می شد.ساعتها گذشتند و از مجنون خبری نشد.لیلی سردش بود و می لرزید اما باز هم به عشق مجنون با سرما می جنگید.شب پرده ی سیاهش را کنار کشیده بود و سپیده سر زده بود و لیلی کنار برکه ی عشق هنوزم در انتظار بود.مجنون نیامده بود و دیگرهم نیامد.مجنون لیلی دیگری را برگزیده بود.لیلی گریست و اشکهایش تبدیل شدن به باران افسوس.باران بر سر مجنون بارید.ناگهان عطر دل انگیز لیلی به مشام مجنون رسید.دلش هوای لیلی قدیمی را کرد، پس به راه افتاد به همان جایی رفت که روزگاری نه چندان دور در آنجا با لیلی اش بوسه ی عشق رد و بدل می کردند. اما وقتی به آنجا رسید به جای لیلی سنگ قبری را دید که بر روی آن نوشته شده بود(( مجنونم دوستت دارم و آرزو می کنم که به آرزوهایت برسی)) آری لیلی رفته بود، لیلی چشم انتظار رفته بود و مجنون همیشه حسرت عشق لیلی بر دلش ماند. و این بار قصه ی لیلی به اتمام رسید. این بار دیگر لیلی برای همیشه در حسرت عشق می ماند. این بار دیگر حتی ستاره ها نیز نمی توانند تنهایی اش را پر کنند. این بار دیگر لیلی واقعا لیلی شد. به او بگویید که دوستش دارم به او که لیلی را واقعا لیلی کرد به او که می پنداشت لیلی دروغی بیش نیست این آخرین دستنوشته ی لیلی برای دوستان مهربونشه، لیلی عاشق نوشتنه ولی اینبار فقط به خاطر اینکه دوست داشتنش را ثابت کند از نوشتن دست برمی دارد تا بلکه او عشق را باور کند.دوستای گلم اگه می خواین لیلی دوباره برگرده و دلنوشته هایش را برای شما بازگو کند از او بخواهید که به من اجازه ی برگشت دهد.از او بخواهید که مرا باور کند. همتون رو دوست دارم.
گرچه غمگينه نگاهم گرچه همنشين آهم ولي خنده رو لبامه حس زندگي باهامه گرچه شعرام يه سرابه يه حباب روي آبه وليكن اين دل خستم پر شور و تب وتابه گرچه شعرام پر غصه است گرچه راه خنده بسته است اما هيشكي نمي دونه ليلي اينجا دلشكسته است همه تو اوج نگاهم فقط غصه رو مي بينن از ميون حرفاي دل غم روزگار مي چينن هيچ كسي اينو نفهميد واسه چي ليلي غمينه واسه چي كنج نگاهش گاهي اشك غم مي شينه همه تو فكر و خيالن مجنون من كجا رفته نمي دونن كي چطوري دل ليلي رو شكسته؟ مگه هر كي ليلي باشه هميشه مجنون باهاشه نمي شه يعني تو دنيا ليلي از مجنون جدا شه همه اينو خوب مي دونين عاشقي حق دلم نيست بهتره ازم نپرسين اگه عشق نيست،درد من چيست؟؟!! سلام دوستان به خدا شرمنده دعا كنيد اين آخرين شعر غمگينم باشه بعضي ها سوالايي پرسيده بودن و منم سعي كردم به صورت شعر جوابشونو بدم اميدوارم جواب سوالاشونو گرفته باشن من ناراحت نمي شم كه كسي بخواد بدونه من كيم و يهو از كجا پيدام شده هر سوالي دارين بپرسين سعي مي كنم اگه زيادي خصوصي نباشه جوابتونو بدم ممنون كه اينهمه به من لطف دارين. فداي همتون بشه ليــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلي
|
About![]()
نامم را فانوسی گذاشته اند در شب
Home
|