تبليغاتX
حــــرف دل

حــــرف دل

 

دلم می خواد با آسمون آشتی کنم انگار نمی شه

دلم می خواد مثل یه پروانه باشم بال بزنم ،پر بکشم

اما نمی شه

من می خوام کوچه ی اقاقی رو پیدا کنم

آدرسش تو رویامه پیدا نمی شه

از یه بچه پرسیدم:

سمت عشق بخوای بری کدوم وره

یه نگاهی کرد و گفت:

آخر کابوس شب، یه چراغه تو برو بگذر از اون

پیرمردی میون گلهای کاکتوس

که تو دستش پرهای رنگی طاووس

وسط جاده ی وحشت می درخشه

آدرس عشق رو داره

من گذشتم از توی کابوس شبهام

تا رسیدم وسط جاده ی وحشت

اما گیر افتاده بودم تو تباهی

آخه کابوس جای عشق نیست

من گذشتم از چراغ عاشقی

و گذشتم از خودم

حالا باید با خودم آشتی کنم.

اشک چشمامو ندیدی

گل خنده هامو چیدی

حالا که مردم ز عشقت

به حرف دلم رسیدی

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/09/07ساعت9:28توسط $$ليـــــــلي عـــــــاشق$$ | |