حــــرف دل
سلام هیچی نمی خوام و نمی تونم بگم فقط می گم اومدم که دوباره شروع کنم من اینجا بی تو دلگیرم ، من اینجا بی تو افسرده تموم حس عشق من ، میون واژه ها مرده نمی دونم چرا اینجا ، همیشه بوی غم داره نمی دونم چرا چشمام ، همیشه حس نم داره نمی دونم دلم اینجا ، به دنبال چه می گرده چرا حسم ترک خورده ، پره درده پره درده آخه اینجا کویری نیست ، ولی درد و غمش انبوه میون این همه گلها ، نصیب من گل اندوه مثه دریای بی موجم ، مثه یک دشت بی آواز رسیدم من به پایانم ، همین اول ، همین آغاز اینم یه شعر از خودم مثل بقیه شعرام بخونید و ازش انتقاد کنید خوشحال میشم

![]()

![]()
نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/27ساعت
16:17 توسط $$ليـــــــلي عـــــــاشق$$| |
| قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت |


