تبليغاتX
حــــرف دل - سلام

حــــرف دل

 

 

سلام

هیچی نمی خوام و نمی تونم بگم

فقط می گم اومدم که دوباره شروع کنم

 

 

من اینجا بی تو دلگیرم ، من اینجا بی تو افسرده

 

تموم حس عشق من ، میون واژه ها مرده

 

نمی دونم چرا اینجا ، همیشه بوی غم داره

 

نمی دونم چرا چشمام ، همیشه حس نم داره

 

نمی دونم دلم اینجا ، به دنبال چه می گرده

 

چرا حسم ترک خورده ، پره درده پره درده

 

آخه اینجا کویری نیست ، ولی درد و غمش انبوه

 

میون این همه گلها ، نصیب من گل اندوه

 

مثه دریای بی موجم ، مثه یک دشت بی آواز

 

رسیدم من به پایانم ، همین اول ، همین آغاز

 

 

اینم یه شعر از خودم مثل بقیه شعرام بخونید و ازش انتقاد کنید خوشحال میشم

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/27ساعت16:17توسط $$ليـــــــلي عـــــــاشق$$ | |