اینم یه شعر از خودم مثل بقیه شعرام بخونید و ازش انتقاد کنید خوشحال میشم
+نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/27ساعت16:17توسط $$ليـــــــلي عـــــــاشق$$ |
|
About
نامم را فانوسی گذاشته اند در شب و نسبم به شعله ی شمعی می رسد که نذر شده است پدرم از نسل آفتاب و مادرم گلی است به رنگ خون برادرانم را شهاب سنگ نام نهاده اند و به خواهرانم ستاره می گویند خانه ام آسمان است و اتاقی دارم پر از حرف و تنهایی ام را با حرفهای سهراب و حافظ پر می کنم حافظ از رند حرف می زند و سهراب از مسافر مسافری که مقصدی برایش نیست مثل من...